امروز : دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸
منتشر شده : تیر ۱۴, ۱۳۹۸ | ۱۱:۴۷ ق.ظ ­ ­ کد خبر:55763 ­ ­

هویدا، ژنرالها و وزرای شاه در لحظه تیرباران بهمن ۵۷ چه گفتند؟!

مهندس روحانی آرام بود. یکبار گفت من مردم تهران را صاحب آب و برق کردم. این پاداش من نبود.


به گزارش گروه تحلیل خبر سایت خبری مدآرا، هفته نامه امیدایران در شماره ۲۸ فروردین سال ۵۸ نوشت: آنچه در دادگاه های انقلاب اسلامی گذشت و می گذرد بی گمان مسئله ای است که در تاریخ ثبت خواهد شد اما در جریان محاکمه عوامل رژیم مسایلی است که باید به آن اشاره کرد. کسانیکه سالها برای حفظ قدرت شاه تلاش کردند به هنگام روبرو شدن با واقعیت مرگ هرکدام واکنش هایی داشتند که بررسی این واکنش ها می تواند نمایشی از روحیه آنها باشد. برای مثال چند نمونه از این واکنش ها را نقل می کنیم.

هویدا که گمان نمی کرد پس از ختم دادگاه اعدام شود به یکی از خبرنگاران گفته بود بنویسید که به من کتاب بدهند . وقتی ماموران ابلاغ حکم سراغ او رفتند و گفتند وصیت کند و آماده اجرای مراسم باشد به لرزه افتاد ابتدا زبانش بند آمد و بعد رو به یکی از مسئولان دادگاه که در آنجا حاضر بود کرد و گفت: واقعا کاری نمی شود کرد؟!  طرف خطاب او با سر جواب منفی داد.

اینجا بود که هویدا کنتراش را از دست داد و به وحشت افتاد وقتی چشم های او بستند یکباره گفت من گناهی ندارم خدا لعنت کند…و جمله اش را تمام نکرد.

هنگامی که پاسداران آماده تیراندازی بودند هویدا با صدای بلند گفت: “خدایا مرا ببخش”

آزمون در آخرین لحظات می گفت: این درست نیست، من نوه مرجع تقلیدم، جد مرا کشتند و امروز مرا، من دشمن شاه بودم به همین دلیل مرا گرفتند.

مهندس روحانی آرام بود. یکبار گفت من مردم تهران را صاحب آب و برق کردم. این پاداش من نبود.

خواجه نوری میگفت: من کاره ای نبودم را من؟!

علامه شهیدی شعر می خواند. هنگام تیرباران آیه ای از قرآن را زیر لب قرائت می کرد.

ریاضی التماس می کرد و از دادگاه می خواست از گناهش درگذرند.

خلعتبری باور نمی کرد که لحظاتی دیگر تیرباران می شود. او مدام می گفت: من که کسی را نَکشته ام من که جرمی مرتکب نشده ام. به خدا من بی گناهم. لعنت به شاه لعنت به آن ابلیس..

در میان گروهایی که در نخستین روزهای انقلاب تیرباران شدند رحیمی و خسرو داد با به زبان آوردن نام شاه مرگ را پذیرفتند. آنها تا آخرین لحظه به شاه وفادار بودند.

ناجی التماس می کرد و میگفت به امام زمان من بیگناهم فراموش کرده بود که چند خانواده در اصفهان داغدار عزیزانی هستند که به دستور او کشته شده بودند.

نصیری مثل بهت زده ها بود. در میان بقیه نظامیان باید به ربیعی اشاره کرد. که خود را بیگناه می دانست و به شاه لعنت می فرستاد.

نادرجهانبانی هیچ سخنی به زبان نیاورد و آرام مرگ را پذیرفت.

سپهبد ناصرمقدم نیز بدون آنکه حرفی به زبان آورد به سوی محل تیرباران رفت او در دادگاه خدمات خود به انقلاب شرح داد. وی گفت: من شکنجه را در ساواک قطع کردم و یکی از عواملی بودم که شاه را به خارج شدن از ایران تشویق کردم. من با همه رهبران ملی ملاقات داشتم. و از آنها چاره جویی می کردم.

به هر حال هر کدام از کسانی که به نحوی در گردانندن چرخ های استبداد نقشی داشتند به گونه ای کشته شدند. و خط زندگی آنان درس عبرتی بود که در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده است.

Download WordPress Themes Free
Download Nulled WordPress Themes
Download Nulled WordPress Themes
Download Best WordPress Themes Free Download
lynda course free download
download redmi firmware
Premium WordPress Themes Download
download udemy paid course for free

10 بار پسنديده شده است



برچسب‌ها, , , ,

آخرین اخبار

  • ezgif.com-gif-maker-1.gif
  • ezgif.com-gif-maker.gif
  • ezgif.com-gif-maker-2.gif
  • Webp.net-gifmaker-4.gif
  • 120-240.gif