رخشان بنیاعتماد، در کنار زنان فیلمساز تاریخ جای گرفت
به گزارش سایت خبری مدآرا؛ بانک اطلاعات اینترنتی فیلمها که به نام IMDb شناخته میشود، روز گذشته که آخرین جمعه ماه مارس بود، در یک مرور تصویری، زنان فیلمساز تاریخ را گرامی داشت. فیلم قصههای رخشان بنی اعتماد هم در این ویدئو حضور دارد.
این فیلمسازان که از سال ۱۸۹۶ کار خود را آغاز کردهاند، فیلمهای بسیاری ساختهاند، در میان این فیلم سازان، نامهایی چون بارابارا استرینسند، سوفیا کاپولا، جودی فاستر، ماری لمبرت، میراندا افرون، سارا پالی، آنجیلنا جولی، گرتا گروینگ، لولو وانگ، مریل استریپ و بسیاری دیگر، از کشورهای متفاوت دنیا به چشم میخورد.
رخشان بنی اعتماد هم به عنوان یکی از زنان فیلمساز تاریخ با فیلم قصهها که در این مرور جای گرفته است.
رخشان بنیاعتماد متولد ۱۳۳۳ در تهران است. او در رشته کارگردانی سینما در دانشکده هنرهای دراماتیک تهران (دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر) تحصیل کرد و از سال ۱۳۵۲ با سمت منشی صحنه در تلویزیون مشغول به کار شد.
او تا سال ۱۳۵۹ چند فیلم مستند کوتاه را کارگردانی و فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۶۰ به عنوان منشی صحنه فیلم آفتابنشینها و فیلم گلهای داوودی آغاز کرد. نخستین فیلم بنی اعتماد، خارج از محدوده نام دارد که در سال ۱۳۶۶ ساخته شد. پس از آن فیلمنامه زرد قناری را نوشت و کارگردانی آن را نیز بر عهده گرفت. بنی اعتماد برای فیلمنامه فیلم نرگس که به کارگردانی فریدون جیرانی ساخته شد، در سال ۱۳۷۰ به عنوان بهترین کارگردان در دهمین جشنواره فیلم فجر برگزیده شد.
پس از آن، فیلمهای روسری آبی، بانوی اردیبهشت، زیر پوست شهر و خون بازی برای وی افتخارات و جایزههای بیشتری به ارمغان آورد. بنیاعتماد برای روسری آبی برنده جایزه فیبرشی جشنواره بینالمللی فیلم تسالونیکی ۱۹۹۵، نامزد پلنگ طلایی و برنده پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو شد. جایزه ویژه و جایزه فیبرشی جشنواره بینالمللی فیلم مونترال برای بانوی اردیبهشت در سال ۱۹۹۸ دیگر دستاورد او بعد از روسری آبی بود. زیرپوست شهر اثر جاودانه او جایزه بهترین فیلم خارجی زبان و جایزه تماشاگران جشنواره فیلم تورین را در سال ۲۰۰۱ برای او به ارمغان آورد و جایزه نتپک و جایزه ویژه جشنواره فیلم لوکارنو را برای روزگار ما در ۲۰۰۲ به دستاوردهای خود افزود.
برای دههها، سیاست داخلی ایران بر پایه الگوهای کلاسیک جامعهشناسی سیاسی تحلیل میشد؛ صنف، طبقه، گروه اجتماعی سازمانیافته. این مدلها زمانی کارآمد بودند که جامعه ساختارمند، قابل پیشبینی و مبتنی بر نهادهای رسمی بود. اما امروز، این الگوها فروپاشیدهاند. اصناف دیگر قدرت بسیج گذشته را ندارند، طبقات اجتماعی سیال شدهاند و نیروهای اجتماعی کلاسیک جای خود را به شبکههای غیررسمی، پراکنده و دیجیتال دادهاند. جامعه امروز نه در قالب «طبقه» که در قالب «شبکه» رفتار میکند؛ شبکههایی که مرزهایشان نامرئی است و قواعدشان مستقل از نهادهای رسمی. در کنار این تحول، محیطهای جدیدی برای سیاستورزی ظهور کردهاند.
پیش از این ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران از قرارداد تبلیغاتی ۵ هزار میلیارد تومانی شهرداری با صدا و سیما خبر داده بود، اما امروز علیرضا زاکانی، شهردار تهران در پاسخ به پرسش خبرنگار ما، این رقم را تکذیب کرد و گفت: «آن بنده خدا براساس اطلاعات نادرستی صحبت کرده است. این صبحت، اشتباه است و این حرفهای اشتباه که میزنید، باعث میشوید که مردم دچار مشکل شوند.»
فعال سیاسی اصولگرا می گوید: نارضایتی مردم فقط در نداشتن «نان، سبزی، رب گوجه فرنگی، گوشت، مرغ و ماهی و…» نیست، که نفوذیهای داخلی و خارجی آدرس غلطی را به مردم القاء میکنند، بلکه چون مردم ما فرهنگی، دیندار و دوستدار نظام اسلامی هستند، توجهشان بیشتر به توهین به «کرامت»، نادیده گرفتن «حقوق شهروندی» و نیز «تعیین سرنوشت توسط خودشان» توسط بیتدبیری مجریان و باند فساد است.