آیا کرونا و فضای مجازی روزنامه‌های ما را زمین زده‌اند؟
آیا کرونا و فضای مجازی روزنامه‌های ما را زمین زده‌اند؟
نه مثال از روزنامه‌هاي لوموند، آساهي و حتي روزنامه‌هاي دوتا از همسايگان خودمان مي‌زنم نه كاري به آنها دارم. تا وقتي در كشور خودمان موجودي به اسم «روزنامه‌نگار» و «روزنامه‌نگاري» محصور در فضاي خاص پيراموني است، بهتر است خودمان را ببينيم تا ديگران.

به گزارش سایت خبری مدآرا؛ فرامرز سیدآقایی، روزنامه نگار پیشکسوت در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: یک- از وقتی دنیای مجازی امکان دسترسی مردم عادی به رسانه‌های ساندویچی را ایجاد کرده، نوعی خلط مبحث و قضاوت‌هایی شاید شبیه توهم در بخشی از «دیگران» شکل گرفته است. «دیگران» را من، جامعه خارج از حرفه روزنامه‌نگاری به مفهوم واقعی «حرفه» معرفی می‌کنم. «دیگران» هرگز دنبال خبر ندویده، هرگز با تلفن قدیمی، شماره‌گیر را صدبار نچرخانده تا دو کلمه با مسوولی صحبت کند. دیگران اساسا خبر را نمی‌شناسند. از دیگران متفرق در رسانه‌های الکترونیکی و شبکه‌های عجول مجازی توقع اصل اول خبر (صحت و درستی) را هم نمی‌توان داشت چه رسد به ارزش‌های خبری و بقیه ویژگی‌های اعتباربخش به خبر و گزارش. فرق است میان کسی که در شبکه‌های اجتماعی خوراک ساندویچی (و ناقص، بی‌سند، ناتمام و بی‌پیام) تهیه شده توسط دیگران یا حتی خودش را با سرعت نور منتشر می‌کند با کسی که در تحریریه حرفه‌ای روزنامه‌، خبری تهیه می‌کند که می‌داند هم از نظر حقوقی باید پاسخگوی خبرش باشد هم از نظر کیفیت. مهم‌تر از همه، باید خبرش اختصاصی باشد تا روزنامه‌اش فردا صبح خریدار داشته باشد. اساسا بزرگ‌ترین توجیه زنده بودن روزنامه کاغذی چاپ خبر و گزارش اختصاصی است به‌نحوی که چشم‌ها را به خود خیره کند و روزنامه رقیب را جا بگذارد. لازمه آن، داشتن چه چیزی است؟ اکنون اجازه دارم آن کلمه پنج‌حرفی را به ‌کار ببرم و سردبیر از این سطور حذفش نکند؟ به اندازه همین یک کلمه، من «آزادی» دارم در این یادداشت؟

دو- می‌گویند با وجود رسانه‌های الکترونیکی، روزنامه‌های کاغذی توان خبررسانی ندارند. این گفته درست است اگر خبر را متنی بدانیم که دستوری، یکسان، از بیرون تحریریه و از ارتفاع، با اهداف خاص مدیریتی ابلاغ (نه تهیه) می‌شود. کار روزنامه کاغذی، رساندن خبر با محتوای «مورد نیاز مخاطب» است نه اشغال پست و نقش روابط‌عمومی مراکز قدرت، سیاست و تصمیم‌گیری که دغدغه‌های خود را دارند و برای هر نکته‌ریزی چندین خط به رنگ‌های قرمز، نارنجی، سبز و زرد. اگر روزنامه‌های ما زمین خورده‌اند، یک دلیل واضحش نداشتن محتوای موردعلاقه مخاطب است.

سه- یکی از خلط مبحث‌های مرسوم این است: «حالا که رسانه‌های مجازی رشد کرده‌اند، روزنامه‌ها باید تحلیل بدهند و به سمت خبر نروند تا زنده بمانند». این خلط مبحث، حتی ذهن صاحب‌نظران «حرفه» و برخی اساتید را مشغول کرده است. چنین رسانه‌ای نامش روزنامه نخواهد بود. روزنامه یعنی امروزنامه. یعنی امروز چه خبر است. دو نقص مهم باعث ایجاد این خلط مبحث شده است: نداشتن سردبیران و مدیران مسوول دانای کل به حرفه روزنامه‌نگاری (عمدتا دارندگان این دو‌عنوان به‌شکل هلیکوپتری از بالا روی صندلی‌ها می‌نشینند) و نداشتن خبرنگار و نویسنده متخصص و صاحب‌قلم از یک‌سو و ازسوی دیگر فقدان فضای باز و پرتحمل برای انتشار خبرهای مورد علاقه مردم. «خبرهای کنجدی» که از بیرون روزنامه برای همه رسانه‌ها از هرخط‌ و ‌مشی‌ای یکسان و با یک‌ محتوا روی صفحه کاغذ پاشیده می‌شود، خوراک مورد نیاز مردم نیست. مردم خبر و گزارش حقیقی می‌خواهند تا دوباره به روزنامه‌ها اعتماد کنند. مردم باز هم روزنامه خواهند خرید، باز هم در صف روزنامه خواهند ایستاد اگر (و فقط اگر) نیاز خبری و فکری خود (برپایه حقیقت) را با قلم شیوا و هنرمندانه در صفحات کاغذی ببینند و چون چنین کالایی در دکه‌ها موجود نیست، به فضای متزلزل اما پرمشتری مجازی پناه می‌برند و عموما در معرض بی‌اعتباری و لمپنیزم موجود در این فضا هستند. ما حتی در فضای مجازی با ظاهر آزاد آن (به ‌دلایل تخصصی و فنون حرفه‌ روزنامه‌نگاری) نتوانسته‌ایم خوراک صحیح به مخاطبان بدهیم که این البته بحث مجزایی می‌طلبد.

بیشتر بخوانید:  تکذیب دفن متوفیان کرونا در قطعه خاص بهشت زهرا(س)

دو- کرونا با تمام وجوه منفی و ترس‌آوری که با خود برای مردم ما آورده، پرده‌هایی را کنار زده است که هیچ‌کس انتظارش را نداشت. در حرفه من (روزنامه‌نگاری) قبل از شیوع کرونا هم ما روزنامه‌ای نداشتیم و با آمدن این بیماری، راحت‌تر توانستیم بپذیریم که روزنامه‌نگاری در دو دهه اخیر یعنی انجام کاری به اسم: «هیچکار».
از حدود دو دهه پیش، برای بیرون کشیدن روزنامه‌های «قابل اعتنا» از میان دودست مردم تلاش سیستماتیک و موفقی شده است. بهترین دوران روزنامه‌نگاری بعد از انقلاب که به سن من قد می‌دهد، از سال پنجاه‌و‌هشت تا شصت‌ویک بود. ده‌ها عنوان روزنامه، صدها هزار نسخه و همه دارای خواننده. کسی که روزنامه منتشر می‌کند، می‌خواهد بگوید من این‌گونه فکر می‌کنم. حالا جامعه را بنگرید. شما غیر از حمام خانه‌تان در کجا می‌توانید بگویید من این گونه فکر می‌کنم؟ تنها جایی که آزادی گفتن این جمله را دارید همان‌جا است. وقتی در روزنامه نتوانید بگویید من این‌گونه فکر می‌کنم، کسی روزنامه شما را می‌خرد؟ راه را اشتباه نروید. مشکل روزنامه‌ها را بر گردن فضای مجازی و کرونا نیندازید. روزنامه کاغذی باز هم می‌تواند زنده شود «اگر» آن دو عامل اصلی وجود خارجی داشته باشد.

  • منبع خبر : روزنامه اعتماد