اندر احوالات خبرنگار بعد از هدیه بیمه کرونای وزیر
اندر احوالات خبرنگار بعد از هدیه بیمه کرونای وزیر
۱۷ مرداد ۱۳۹۹ است صبح زود به سختی از خواب بیدار می‌شوم. هنوز تاول پاهایم و درد دست‌هایم که حاصل کار شبانه روزی ۵ روز اخیر برای ویژه خبرنگار است آزارم می‌دهد.

به گزارش سایت خبری مدآرا؛ با یک چشم پایین و یک چشم بالا گوشی همراهم را بر میدارم یک راست به سراغ پیام‌های دایرکت می‌روم.
امروز همان یک روز در سال ما است. روز خبرنگار ….
اولین تصویر حاصل توئیت وزیر محترم ارشاد است … ایشان اول صبح ما را بیمه کرونا کردند و به میمنت روزمان شروع شد.
مانده بودم بخندم یا گریه کنم …دلم می‌خواست برایشان یک پیام جانانه از تلخی های این روزهایمان بفرستم و بگویم جانِ جانان خبرت هست چقدر دلهره در جان و تن است…؟؟؟
امسال عجیب تلخ گذشت…
همان روزها که همه در قرنطینه حبس بودند عده‌ای البته از ما خبرنگارها همچنان تهیه و ارسال و انتشار خبر اولویت اول زندگیمان بود.
هر روز راهی محل کار شدیم و با یک ماسک و یک بطری مواد ضد عفونی کننده صبحمان را سایه به سایه سوژه‌ها شب کردیم.
به محض آن هم که خسته شدیم یک مرتبه انگشت اشاره‌ای به سمتمان نشانه رفت که ای بنی آدم اعضای یکدیگرند … رسالت خبرنگاریت هرگز نشود فراموش … و ما شدیم مدافعان فرهنگ و هنر و خبر و …. پا به پای دردهای جامعه پای کار ماندیم.

تعدادی از ما کرونا را بلعیدند و خانه‌نشین شدند، برخی هم جان به جان آفرین تسلیم کردند و دلمان را خون کردند، ما هم که ماندیم صدقه سر وزیرمان بیمه کرونا شدیم و این یعنی غم مخور غصه نخور غافله اینجاست هنوز و کرونا از رگ گردن به شما خبرنگاری که آه هم در بساط نداری نزدیکتر است.

امسال هدیه‌های روز خبرنگارمان هم جانانه بود. بعد از این همه کار سخت یا همه مدیران و مسئولان به میمنت کرونا فرار را بر قرار بهانه کردند یا آنها که ماندند هر آنچه دم دست از اقلام تبلیغاتی دم دست داشتند هدیه دادند و گفتند شما ببخشید اوضاع اقتصادی امسالمان خوب نیست و یا آنکه هرجا رفتیم هر دو دستمان را پر کردند از بسته‌های ماسک و مواد ضدعفونی کننده‌.

ما عادت کرده ایم که در این سالیان سال در اواسط مرداد خبرنگار را یاد می‌کنند که چه قشر موثر و فعالی هستند!!

کاغذهای زیبا و رنگی سیاه می‌کنند و قابشان می گیرند و با افتخار تقدیممان می‌کنند و عکس می‌گیرند با این جماعت قهرمان و ساده‌لوحی که می‌دانند یا نمی‌دانند هیچ خبری نیست و شاید سوژه شده‌اند برای ایامی که زیاد دور نیست و بی شک این تصاویر به کارشان خواهد آمد!! (پیش‌بینی کنید و پاداشتان محفوظ در درگاه الهی).

اما نگذریم از فردای روز خبرنگار وقتی همین آب‌های یک روزه مناسبتی از آسیاب مدیران می‌افتد و همه می‌رون سرکار و زندگیشان و خبرنگار می‌ماند و یک بغل مشکلاتت!! و حقوقی که کفاف روزمرگی را هم نمی‌دهد برای یک زندگی معمولی!!

خبرنگار می‌ماند و مسیری که هر روز باید برای پوشش اخبار مدیران با تن خسته پیاده گز کند …

اگر تعریف تمجید کند که هیچ وظیفه‌اش بوده است اما امان امان و امان از انتقاد. که اگر نقد کند از خروس خوان که خبر روی خبرگزاری یا در صفحه روزنامه نقش می‌بندد باید پاسخگوی تلفن‌های تهدید آمیز و تحقیر آمیز مدیران باشد.

یکی نیست به آنها بگوید خدا خیرتان داد به خدا ما خبرنگاریم؛ چشم و گوش جامعه‌ایم؛ وجدان بیدار اجتماعیم!!وظیفه ما اطلاع‌رسانی است از نوع شفاف و جامعش!!

و خدا ببخشد آن عده را که اندازه شفافیت و میزان وضوح خبر را گاهاً مجبورند به خاطر این زندگی لعنتی؛ فدای توصیه های مدیران نگرانِ سمت هایشان کنند.

خلاصه که کوتاه و مختصر و مفید، خدایا! ما را چنان عزمی عطاء فرما که با عزت و سربلندی برای اعتلای کشور عزیزمان قلم بزنیم و شرمنده ملت شریف و دولت خدمتگذارمان نباشیم و مهمتر ازهمه شرمندگی هایمان در برابر خانواده پایان پذیرد!

روز خبرنگار بر تمامی همکاران شریف و خانواده محترم و پرتلاش رسانه و مطبوعات و تمامی پیشگامان اطلاع رسانی و روشنگری تبریک و تهنیت باد. الهی تنتان از بیمه پیشکشی کرونایی وزیرمان به دور و الهی هیچ‌گاه هشتتان گرو نهتان نباشد. شرافت قلم‌هایتان مانا و توانتان افزون باد.

*مریم مقدم، روزنامه نگار

  • منبع خبر : سایت خبری مدآرا