پدر «ستایش» قصاص(!) شد/ جزییات پرونده
پدر «ستایش» قصاص(!) شد/ جزییات پرونده
صبح روز گذشته در زندان اراک به سادگی، انسانی کشته می‌شود و فرزند دختر ۱۰ ساله ‏اش ‌‏یتیم می شود‎.‎ آن هم دختری که مادرش نیز بر اثر شنیدن خبر حکم اعدام برای شوهرش در عروسی برادرش جان خود را از دست داد و قبلاً از طرف ‏مادر نیز یتیم شده بود‎ .‎

به گزارش سایت خبری مدآرا، حکم اعدام «جواد کخا» روز گذشته اجرا شد.
عمادالدین باقی، فعال مدنی که ماجرای این پرونده قتل(!) را دنبال می کرد در کانال تلگرامی اش نوشت: «لُب ماجرا چنانکه در رای دادگاه هم به وضوح آمده این است که مرحوم جواد کخا به اتفاق همسرش و خواهر و ‌‏شوهرخواهرش در دلیجان به ‏بازار رفته بودند. فردی مزاحم ناموس آنها می شود. و سماجت داشته که شماره تلفن بدهد و بگیرد. جواد به او تذکر می‌دهد که اینها ‏ناموس ما هستند که مزاحم نشود اما آن ‌‏مرحوم باز هم کار خود را تا پای ماشین آنها تکرار می کند. جواد همسر، خواهر و ‏شوهرخواهرش را داخل ماشین می فرستد و برمی گردد که فرد مزاحم را توبیخش کند. مقتول چاقو می کشد، جواد(متهم پرونده) هم ‏یک لحظه چاقوی او را در دستش می پیچاند باهم روی زمین می افتند و نوک چاقو به بدن خود مقتول فرو می‌رود. جواد که تصور ‏نمی کرده زخمی جدی بوجود آمده ، با جدا کردن مردم آنجا را ترک می کند اما آن ‌‏مرد به بیمارستان منتقل می‌شود(در دلیجان) و ۶ ‏ساعت بعد فوت می کند…. یک بیمارستان در دلیجان که به واقع شهری کوچک است‎ مرتکب خطای ‌‏پزشکی میشود (که اتفاقاً) ده‌ها نمونه دیگر را در همه شهرهای بزرگ و ‌‏بیمارستان های مجهز خبر داریم.

برای من که ‏آنچه اصالت دارد و ارزش هست جان انسان هاست با هر روحیه و گرایشی و معتقدم جان انسان متعلق به ‌‏خداوند است اما واقعاً در ‏جایی که می بینم کسی که دارد اعدام می شود، انسان شریفی است و همه مسئولان زندان هم درستکاری او ‌‏را تایید می کنند. و ‏خودش هم به دفاع از ناموس برخاسته چون مطلقاً هیچ گونه سابقه و آشنایی و ‌‏برخوردی با مرحوم تا قبل از آن حادثه هم نداشته که ‏تصور دیگری به وجود آید… واقعاً دلش به درد می آید که شاهد کشته شدن ‌‏چنین فردی به اسم قاتل باشد».‏
پس از شش سال اقدام به تهیه نسخه کامل پرونده پزشکی مقتول در بیمارستان امام صادق(ع) دلیجان شد و دکتر مجد وکیل تبرعی ‌‌‏جواد، پرونده را به ضمیمه شکایت وکیل به دایره رسیدگی های انتظامی سازمان نظام پزشکی کشور ارایه کرد. سازمان نظام ‌‌‏پزشکی بر اساس شکایت واصله، پرونده را به متخصصین پزشکی ارجاع داده و پس از بررسی های فنی، نظر کارشناسی آنان بر ‌‌‏وقوع خطای حتمی پزشکی منجر به فوت قرار گرفت ولی نظر به قوانین دایره رسیدگی های انتظامی نظام پزشکی اگر بیش از ‏یکسال از پرونده گذشته باشد، نیازمند استعلام یک مرجع قضایی می باشدکه بدست آوردن همین یک نامه خودش حکایتی از ‏دوندگی ها دارد. این موضوع ‌‏به اطلاع مقامات مختلف قضایی رسانده شد اما بازهم شد آنچه نباید می شد.‏

‎ ‎متاسفانه چیزی نیست که پنهان باشد وقتی اعاده دادرسی خواسته می شود و پرونده به دیوان عالی کشور می رود قضات شعبه ‌‌‏پرونده را می‌خوانند اما حکم اعدام را تایید می کنند‎.‎ در حالی که شعبه قبلی دیوان(شعبه۳۲) صراحتاً نوشته است در این پرونده ‌‌‏تشریفات دادرسی رعایت نشده و همچنین تصریح کرده که تحقیقات کافی انجام نشده است اما پس از تایید مجدد رای در شعبه ‏همعرض( اینهم از عجایب دیگر سیستم قضایی ماست که دادگاه دانی رای دادگاه عالی را رد می کند) شعبه بعدی دیوان حتی به ‏نظر شعبه ۳۲ دیوان ‌‏ عنایت نمی‌کند، قاعده درء هم جاری نمی کند و تصور نمی کند جایی که پای خون در میان است شبهه ‏موجب توقف حدود و ‌‏قصاص است. به سادگی آب خوردن تصمیم می‌گیرند و امضا می‌کنند و فکر می‌کنند همین که بگویند قانون ‏به آنها اختیار داده رافع ‌‏تکلیف است‎.‎
‎نمی توانید تصور کنید لحظه‌های جانکاهی را که بر یک خانواده می گذرد. دو شبانه روز بود که همپای خانواده کخا ‌نتوانستیم ‌‌‏چشم روی هم بگذاریم، لحظه به لحظه مضطرب، نگران و منتظر که جان بی گناهی دارد بر باد می‌رود که ادله محکم قانونی و ‌‌‏شرعی آن را مجاز نمی داند، به چشم می بینی، اما کاری از دستت بر نمی‌آید، می دانی که بی گناه است، به گوش کسانی که می ‌‌‏دانی و می شناسی می رسانی اما یا گوش شان نمی‌شنود، یا کاری از دست شان برنمی‌آید ویا بی مبالاتی ها نسبت به جان مردم ‏آنقدر ‌‏شدید است که کاری از پیش نمی رود و  صبح روز گذشته در زندان اراک به سادگی، انسانی کشته می‌شود و فرزند دختر ۱۰ ساله ‏اش ‌‏یتیم می شود‎.‎ آن هم دختری که مادرش نیز بر اثر شنیدن خبر حکم اعدام برای شوهرش در عروسی برادرش جان خود را از دست داد و قبلاً از طرف ‏مادر نیز یتیم شده بود‎ .‎

گفتنی است در این چند سال «کمپین ما درد مشترکیم» با توجه به نوافصی که در پرونده مطرح شده است بارها طی تماس با خانواده مقتول(!) و مراجعه به آنها خواستار گرفتن دیه و بخشش جواد کخا شده بودند که متاسفانه اولیای دم نه حاضر به گرفتن دیه شدند و نه بخشش!

 

*توضیح تصویر: دستنوشته جواد کخا برای دختر ۱۰ ساله اش «ستایش» است که تا لحظه آخر به لغو حکم اعدام پدرش امیدوار بود.

  • منبع خبر : سایت مدآرا