کتاب «سندرم پای بی‌قرار» منتشر شد/ چی رو نگاه می‌کنی، آبجی؟
کتاب «سندرم پای بی‌قرار» منتشر شد/ چی رو نگاه می‌کنی، آبجی؟
مریم شیرازی در کارنامه‌ی خود ترجمه‌ی چند کتاب و یک مجموعه داستان کودک و یک کتاب تلقین‌درمانی برای درمان سرطان دارد و یک رمان بزرگسال و دو رمان نوجوانش در دست چاپ هستند.

به گزارش سایت خبری مدآرا؛ مجموعه داستان “سندرم پای بی‌قرار” نخستین اثر تالیفی مریم شیرازی در هشتاد و هشت صفحه و با طراحی جلد مهدی حسین پور در اختیار خوانندگان قرار گرفت.

این کتاب که توسط نشر نیروانا به چاپ رسیده شامل بیست و دو داستان کوتاه است و نویسنده دانش و توانایی خود را در ژانرهای مختلف محک زده و تلاش کرده انواع تکنیک‌ها را به کار ببرد و مجموعه‌ی متنوعی به خوانندگان ارائه کند. او گاهی مخاطب را در جهان‌های وهمی غرق و گاهی با نمایش واقعیت‌های تکان‌دهنده شوکه می‌کند، می‌گریاند، می‌خنداند، به گذشته‌های دور می‌برد، به زمان حال برمی‌گرداند و در بیشتر موارد نتیجه‌گیری را به آن‌ها می‌سپارد.

نویسنده دغدغه‌ی مسائل اجتماعی دارد و سعی کرده با پرداختی نو و در قالب فرم‌های تازه و متفاوت به آن‌ها بپردازد.

برخی از داستان‌های او، از جمله “جای خالی” و “زنی با دمی به شکل طاووس”، به مرحله‌ی نهایی مسابقه‌های داستان‌نویسی راه پیدا کرده‌اند.

مریم شیرازی در کارنامه‌ی خود ترجمه‌ی چند کتاب و یک مجموعه داستان کودک و یک کتاب تلقین‌درمانی برای درمان سرطان دارد و یک رمان بزرگسال و دو رمان نوجوانش در دست چاپ هستند.

علاقمندان می‌توانند این کتاب را از مرکز کتاب هوشیار به نشانی: تهران، خیابان شهید مطهری، بین سنایی و قائم مقام، شماره تماس: ۸۸۷۲۴۶۹۶ و یا کانال تلگرامی http/t.me/ketankhan0 تهیه کنند.

بخشی از داستان “آن طرف شیشه‌های رنگی”:

یواشکی رفتم پشت سرش. ولی هرچی نگاه کردم، تو شیشه چیزی پیدا نبود. طاقتم نگرفت. پرسیدم: “چی رو نگاه می‌کنی، آبجی؟”
گفت: “هیچی.”
گفتم: “تو رو خدا، بگو. من به هیچکی نمی‌گم.”
گفت: “اون پشت یه شهر هست. عین مال ما. ولی آدم‌هاش کوچولو هستن. اندازه‌ی مداد.”
صوزتم را چسباندم به شیشه. چند بار چشم‌هام را باز و بسته کردم. ولی چیزی ندیدم.
گفت: “امروز عروسی دارن. دارن غذا درست می‌کنن. می‌بینی چه بوی زعفرونی پیچیده؟ یکی از پسرها همه‌اش من رو نگاه می‌کنه. خیلی خوشگله…”

یک روز گفت: “یه چیزی می‌گم، به کسی نگی ها… دیشب رفتم اونجا. با اون پسره که خاطرم رو می‌خواد. شده بودم عین اون‌ها. همون قدی.”

داشت با خودش می‌خندید. چشم‌هاش برق می‌زد. پرسیدم: “چی شده؟”
گفت: “دیشب عروسی‌ام بود.”
گفتم: “چرا من رو دعوت نکردی؟”
گفت: “نشد دیگه. ولی واسه‌ات نقل نگه داشته‌ام.” دستش را کرد تو جیب پیراهنش. مشت کرد و چیزی ریخت کف دستم. هیچی نبود…

 

 

نام کتاب: سندرم پای بی‌قرار
نویسنده: مریم شیرازی
تعداد صفحات: ۸۸
ناشر: نیروانا
قیمت: ۲۵۰۰۰ تومان
سال نشر: ۱۳۹۸

  • منبع خبر : سایت مدآرا