نقدی بر یک قهرمان ‌سازی بورس ‌ستیزانه!
نقدی بر یک قهرمان ‌سازی بورس ‌ستیزانه!
مبدع نامه‌ی کذایی ۲۵ اقتصاددان و مدعی اصلی بایدی ریزش بورس تهران، در تداوم برنامه‌ی بورس ‌ستیزی و قهرمان‌سازی خود که در مخالفت کامل با دولت و همراهی تمام‌عیار با مجلس یازدهم و چشم‌پوشی شامل بر شرایط حاکمیتی اقتصاد، به ویژه در بحث تحریم است، مدعی شده که از امسال حدود ۱۱۰ هزار میلیارد تومان توسط سهام‌داران حقیقی به بازار سرمایه وارد شده، که از ابتدای خردادماه تا پیش از ۱۹ مردادماه (آغاز ریزش بورس)، ۶۷ هزار میلیارد تومان آن توسط سهام‌داران حقوقی از بازار خارج شده است. اقتصاد آنلاین با طرح این ادعای کلی، دولت را مقصر تمام این ماجرا برشمرده و دلیل استعفای شاپور محمدی، رئیس سابق سازمان بورس را مخالفت با این سیاست‌ها و تصمیمات دولت دانسته و ریزش بورس را عواقب استعفای وی به حساب آورده است.

به گزارش سایت خبری مدارا؛ از منظر تفکر جانبی به این ادعای چند ایراد اساسی وارد است. یکی اینکه وقتی از لفظ حقوقی استفاده می‌کنیم، بیشتر از آنکه شامل دولت باشد، شامل نهادهای حکومتی حاضر در بورس می‌شود که خارج از سیطره دولت اداره می‌شوند. به عبارت دیگر سهم مالکیت دولت از بازار سرمایه تنها ۳۰ درصد و سهم نهادهای حکومتی غیرپاسخگو به دولت حدود ۵۱ درصد است و باقی هم به سهام‌داران خرد و کلان حقیقی تعلق دارد. دیگر اینکه، همان‌طور که دولت طی چند نوبت اطلاع‌رسانی کرده، در دوره‌ی مورد بحث، از واگذاری سهام خود تنها حدود ۳۳ هزار میلیارد تومان عایدی داشته است. یعنی چیزی کمتر از ۵۰ درصدِ رقم ۶۷ هزار میلیارد تومانی مورد ادعای اقتصاد آنلاین. بدین‌ترتیب باید دید ۳۴ هزار میلیارد تومان دیگر به جای خزانه‌ی دولت، به کجا و حساب کدام حقوقی‌‌ها سرازیر شده است؟

از سوی دیگر، همان‌طور که تفکرجانبی در روزهای منتهی به ریزش بورس تهران به طور منظم گزارش می‌داد، بیش از ده بیست هزار میلیارد تومان هم توسط سهام‌داران عمده‌ی حقیقی یا همان سبدگردان‌ها و سفته‌بازها از بازار سرمایه و از سهم‌های بزرگ و شاخص ‌ساز مورد نظر دولت خارج شد، که هویت آن‌ها و پایگاه اجتماعی و احیانا تعلق سیاسی آن‌ها به نهادهای تأثیرگذار بر روند بورس بر کسی آشکار نیست. چه، برداشت چنین ارقام بزرگی از بازار سرمایه، بی‌تردید نمی‌تواند بدون هماهنگی با برخی ارکان و نهادهای حقوقی صورت گرفته باشد و در این بین، قطعاً تصمیمات خود سازمان بورس و دستکاری در روند معاملات، مداخله‌ی کارگزاری‌ها و برخورداری افراد از رانت‌های خبری و اعطایی سهام‌داران حقوقی می‌تواند زمینه‌ساز یک چنین سوءاستفاده‌ی بزرگی از سهام‌داران خرد باشد.

نکته‌ی آخر به ادعای اقتصاد آنلاین درباره‌ی دلیل استعفای شاپور محمدی بازمی‌گردد. چنانچه محمدی نسبت به آثار سوء چنین تصمیماتی آگاه بوده و تنها به این دلیل استعفاء کرده، آنچنان که باید کار درستی انجام نداده و خیلی خودخواهانه کنار کشیده است. محمدی به عنوان کسی که چند سال سکان‌دار سازمان بورس بوده و خاستگاهی آکادمیک نیز دارد، همان موقع باید از در روشنگری وارد می‌شد و ضمن اطلاع‌رسانی دقیق و درست درباره‌ی دلایل استعفای خود، تصمیمات دولت را به چالش می‌کشید. نه اینکه همه چیز را به سکوت بگذراند و کنج عافیت برگزیند تا چند ماه بعد بیاید و با اتکای شاگردان سابقش در دانشگاه خود را قهرمان جلوه بدهد و حقانیت استعفای خود را به رخ میلیون‌ها سهام‌دار زیان‌دیده بکشد!

  • منبع خبر : اقتصاد آنلاین