به گزارش سایت خبری مدارا؛ جماران نوشت: فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد که در نشست بررسی کتاب «تسخیر دولت» نوشته «الگزاندر هرتل فرناندز» و ترجمه «فاطمه قابل رحمت» سخن میگفت، ضمن واکاوی نظری و عملی این پدیده تصریح کرد: ما باید آرام آرام و به صورت فزاینده کاری کنیم که به این اجماعی ملی بریم که مهمترین ابزار برای غلبه بر چالشها و تحقق اهداف، ابزار اندیشه، خرد و دانایی است. نوع مواجهه ما و آمریکا را وقتی انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد بررسی کنید، وقتی آمریکاییها متحد استراتژیک در یک منطقه استراتژیک را از دست دادند، ابتدا شورای روابط خارجی آمریکا پروژه بسیار بزرگ و گران قیمتی را با موضوع بررسی علمی این مسئله و دادن پاسخهای راهگشا به این پرسش که حکومت آمریکا در تنظیم روابط خود با رژیم دست نشانده پهلوی در کجاهای کار اشتباه کرده بود کلید زد، آنها نقطه عزیمت خود را مسئله دانایی قرار دادند و نتیجه این شد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا امروز دیگر هیچ متحد استراتژیک خود را از دست نداده است.
وی افزود: آنها این مسئله را یک کانون آسیب در نظر گرفتند و برجستهترین و شناخته شدهترین ایران شناسان را از سراسر دنیا بسیج کردند تا مطالعاتی انجام شود که بخشهایی از اندیشه تاریخی نظری هاش به زبان فارسی هم ترجمه شده است. در همین رابطه به کتاب «ریشههای انقلاب ایران» نوشته «نیکی کدی» میتوان اشاره کرد و حقیقتا در سراسر ایران نمیتوان چندان افرادی را معرفی کرد که به اندازه این فرد، مطالعات و مشاهدات بسیار عمیق و تالیفات پرشمار داشته باشد. اینکه آنها میتوانند منافع خود را در همه جای دنیا دنبال کنند، ریشه در این دارد که آنها به نهاد علم، پژوهش و دانایی اهمیت میدهند و میگویند برای ما مهم این است بدون توجه به گزینش عقیدتی، به صلاحیتهای او بها دهید.
از نگاههای صفر و یکی به ویژه در ساحت اندیشه فاصله بگیریم
این اقتصاددان با بیان اینکه این اقدام شعور بسیار بزرگی میخواهد، اضافه کرد: نیاز شدیدی داریم که از نگاههای صفر و یکی به ویژه در ساحت اندیشه فاصله بگیریم. چه سقوط اندیشهای قبیحی در جمهوری اسلامی محسوب میشود که در حالی که مطهری در یکی از سخنرانیهای قبل از انقلابش قسم جلاله خورد و گفت اگر جمهوری اسلامی تاسیس شود من خودم برای معرفی مارکسیسم در دانشکده الهیات تلاش میکنم تا یک استاد بسیار باورمند و با کیفیت مارکسیست بیاورند و آموزش دهد. ببینید ما از آنجا به کجاها سقوط کردیم و دامنه حذف، سانسور و زیر فشارگذاشتن اندیشهها به کجا رسیده است.
خودزنی با رگهای بیرون زده و نهایت نادانی
مومنی اظهارداشت: معلوم است که در چنین چهارچوبی وقتی برای حل مسائل پیچیده تان با رگهای بیرون زده، اما با نهایت نادانی و بی اعتنایی به حکمتهای اداره جامعه در یک محیط پرتنش و بسیار پیچیده اقدامی میکنید، خودزنی میکنید. اگر بعضیها این مسائل را متوجه نمیشوند، شاید هم متوجه میشوند، اما منافعشان با منافع ملی مغایرت دارد، مسئولان کلیدی کشور و به ویژه نهادهای نظارتی کمک کنند.
میگویند برویم کتابهای اقتصادی مطهری را خمیر کنیم!
هم کشور را به ورطه نابودی میکشانند و هم آبروی دین خدا را میبرند
این عضو هیات علمی دانشگاه ادامه داد: دکتر شریعتی هم مانند مرحوم مطهری تلاش میکرد مسلمانان را به سمت این بلوغ بکشاند. نهایت بیچارگی است که امروز برخی حتی اندیشههای شریعتی را تحمل نمیکنند و حتی به جای اینکه اندیشههای اقتصادی مرحوم مطهری را نقد کنند، میگویند برویم کتاب هایش را خمیر کنیم! با کمال تاسف، از آنجا که اینها برچسب دینی به اقداماتشان میزنند هم کشور را به ورطه نابودی میکشانند و هم آبروی دین خدا را میبرند.
مومنی سخنرانی دکتر شریعتی با عنوان «به سر عقل آمدن سرمایهداری» را تاریخ ساز و از شاهکارهای او برشمرد و خاطرنشان کرد: در آن شرایطی که ما آن را درک کردیم و نسل بعد از ما درک ضعیفی از آن دارد، که در آن اندیشه کمونیستی جزء معتبرترین و محبوبترین اندیشهها در میان بخش بزرگی از جمعیت روشنفکران جهان بود، اتحاد جماهیر شوروی با آن قدرت شانه به شانه بلوک غرب و به ویژه آمریکا حرکت میکرد و برآوردهایی وجود دارد که میگوید در آن شرایط بیش از دو، سوم حرکتهای آزادی بخش در کشورهای در حال توسعه به شکلی با سوسیالیسم و اتحاد جماهیر شوروی ارتباط داشته اند، مطرح کردن این ایده توسط دکتر شریعتی بسیار هوشمندانه و شجاعانه بود.
به گفته این استاد دانشگاه؛ دکتر شریعتی در این خطابه گفت خدمتی که مارکس به نظام سرمایه داری کرد قابل مقایسه با خدمات هیچ یک از شیفتگان نظام سرمایه داری نیست. او در مقام مقایسه این استدلال را مطرح کرد که هم مارکس و هم پیروان او در ساحت اندیشه و عمل، شمشیر را علیه نظام سرمایه داری از رو بسته بودند با این حال، آمریکاییها اجازه دادند اندیشه مارکسیستی در دانشگاهها و مراکز دانشگاهی شان حضور داشته باشد و محصول عرضه کند.
مومنی اضافه کرد: هدف آنها این بود که آنها که تا این اندازه نسبت به نظام سرمایهداری آلرژی دارند جزئیترین کانونهای آسیب پذیری نظام سرمایهداری را برملا کنند، بعد نقدهای آنها بررسی شود و مسائلی که میتواند اساس سرمایه داری را تهدید کند، را برطرف میکنند و این کار را هم کردند. حتی ذیل مفهوم «دولت رفاه»، معطوف کردن بخشهایی از سود سرمایه به رفاه عمومی و دستمزد نیروی کار، بقای نظام سرمایهداری را تضمین کردند. در طرف دیگر اندیشه سوسیالیستی، چون هرجا که رفت با عنصر استبداد، سرکوب و جلوگیری از آزادی اندیشه گره خورد، بلوک شرق فروریخت. کار نظام سرمایهداری به جایی رسید که کسی در استاندارد «فوکویاما»، مقاله و سپس کتاب «پایان تاریخ» نوشت.
جامعه دچار پس افتادگی اندیشهای و عملکردی خطرناک و نگران کننده شده است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با تاکید بر اینکه بسیار غم انگیز است که گویی بخشهایی از ساختار قدرت در ایران، هنوز این مسائل بسیار ابتدایی که ۵۰ تا ۷۰ سال پیش، ذخیره دانایی اهل علم به آن رسیده بود و آن را ترویج میکرد را هم نمیدانند و نمیخواهند بدانند و جامعه ما دچار پس افتادگی اندیشهای و عملکردی خطرناک و نگران کننده شده است.
وی با بیان اینکه برای پدیده تسخیر دولت، سه کلید اصلی وجود دارد، تاکید کرد: هر میزان این مسائل را نشر دهیم و به ویژه، سطح درک حکومتگران گرامی از این مسائل بالاتر رود، منافع بسیار بزرگ به این جامعه میرسد. یک عده افراد تندرو که متاسفانه فاقد بنیه اندیشهای و تحلیلی حداقلی هستند، ممکن است بگویند با انتشار این کتاب که به عدالت اجتماعی میپردازد به ترویج اندیشه آمریکایی کمک شده است، این بساطها که متاسفانه ما با آنها روبرو هستیم، بسیار شرم آور و غیراخلاقی و ضداسلامی است.
نقش تعیین کننده به «پول» دادن، منشا آسیبهای بسیار بزرگ و ناپایداریهای وسیع شده است
مومنی تاکید کرد: در کتاب «تسخیر دولت» آمده که سازوکارهایی پدیدار شده که در آن، به شیوههای نامرئی و غیرمستقیم در عرصه سیاست گذاری حیات جمعی، «پول» نقش تعیین کننده پیدا میکند و این مسئله منشا آسیبهای بسیار بزرگ و ناپایداریهای وسیع شده است. یعنی کسانی که در جایگاه امنای مردم نشسته اند، پول میگیرند ناموس فروشی و عقیده فروشی میکنند و علیه منافع عامه مردم کمک میکنند تا قاعدههای سرمایه سالارانه و ضدمردمی به تصویب برسد.
شاه سقوط کرد، چون کانونهای تجهیزکننده منابع مادی به تسخیر غیرمولدها درآمده بود
این استاد اقتصاد با بیان این پرسش که آیا ما در معرض این آسیب نیستیم، گفت: اگر خواستید در این زمینه کارهای جدی کنید، اکنون بیشمار کتاب در این زمینه وجود دارد که از درخشانترین آنها کتاب دکتر «حسین بشیریه» در ارزیابی آسیب شناختی از چرایی و چگونگی سقوط رژیم پهلوی است که در آن میگوید این رژیم سقوط کرد چرا که تمام کانونهایی که به تجهیز منابع مادی چه ارز و چه ریال میپرداخت، به تسخیر غیرمولدها در آمده بود و توضیح میدهد که سیاستهای پولی، مالی و تجاری دوره پهلوی علیه بخشهای مولد و علیه منافع فرودستان یا اکثریت فقیر جامعه عمل میکرد و اینها را با جزئیات در کتاب خود شرح داده است.
تسخیر کانونهای تصمیم گیری، تبدیل به پدیده فراگیر جهانی شده
از نظام تصمیم گیری نسبت به حیاتیترین مسائلش حساسیت زدایی کرده اند
وی با اشاره به بخشهایی از کتاب «فساد در نظام سرمایه سالار» که در آن توضیح داده شده تسخیرشدگی و به تسخیر درآمده شدن کانونهای تصمیم گیری و تخصیص منابع، تبدیل به پدیده فراگیر جهانی شده است، اضافه کرد: در این کتاب نشان داده شده که در کشورهای صنعتی و در حال توسعه این موضوع مسئله بسیار رایجی است. او توضیح داده آنها چگونه فریبکارانه و با مضمون ضد توسعهای و ناپایدارساز، منافع سوداگران بخشهای مالی را محور قاعده گذاریها کرده اند و از طریق آن، مافیاها را قدرتمند کرده اند. وجه مشترک آنها با تکیه بر مافیاهای رسانهای که از آنها پشتیبانی میکند این است که نظامهای تصمیمگیری را به ویژه در کشورهای در حال توسعه، نسبت به حیاتیترین مسائل مبتلا به شان حساسیت زدایی کرده اند و مسائلی که منحصرا منافع مافیاها و سوداگران مالی و غیرمولدها را تامین میکند را به قوانین و مقررات در کشور تبدیل کرده اند این کار در مقیاس جهانی انجام شده است.
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: عنصر دومی که به عنوان پیامد تسخیر مستقیم ساختارهای قدرت و نظام تخصیص منابع از سوی مافیاها و سرمایه سالاران مطرح میشود، این است که وقتی این کار انجام میشود احساس سرخوردگی فراگیر پدیدار میشود؛ چرا که وقتی به سختی دولتها را تغییر میدهیم و یا اگر توان کمی داریم، دو یا سه فرد خاص را در ساختار نهاد قدرت تغییر میدهیم، میبینیم آنها که به جای قبلیها آمده اند یک کاری میکنند که بگوییم صد رحمت به قبلی ها!
در باتلاق گسترش فقر و نابرابری و وابستگیهای ذلت آور فروتر میرویم
مومنی گفت: از این دریچه به وضعیت خود نگاه کنیم آیا جای درنگ ندارد که مثلا در ۳۵ ساله گذشته در ایران چند دولت داشته ایم که در موضع شعار و اعلام مواضع در زمینههای مختلف، حرف هایشان فاصله زیادی با یکدیگر دارد، اما همه آنها با شدت و ضعف متفاوت از منطق منحط تعدیل ساختاری برای اداره اقتصاد ایران استفاده کرده اند. به همین علت است که اکنون شاهدیم مکررا در باتلاق گسترش و تعمیق فقر و نابرابریهای ناموجه و وابستگیهای ذلت آور به دنیای خارج فروتر و فروتر میرویم. این یک پدیده است.
پدیده تسخیر دولت را جدی بگیریم
این اقتصاددان کتاب «سقوط نظم نئولیبرال» نوشته «گری گرستل» ترجمه «فرخ قبادی» را خارق العاده و درخشان توصیف کرد و ادامه داد: این کتاب، نشان میدهد به اعتبار شبکه نفوذی که در نظام سیاست گذاری اساسی آمریکا ایجاد شده، گاه در دولتها و مجلسهای دموکرات، مصوبههای افراطی سرمایه سالار به تصویب رسیده که هیچگاه جمهوریخواهان جرات نکرده بودند آنها را در دستور کار قرار دهند. از این زاویه به اهل خرد و دانایی و آنها که دلسوز توسعه کشور هستند توصیه میکنم بررسی کنند که خارج کردن بخشهای وسیعی از نیروی کار ایران از شمول امتیازات قانون کار در کدام دولت و مجلس تصویب شد. بررسی کنید امتیاز بانکهای خصوصی را چه کسانی و با چه شعارهایی در این کشور راه انداختند و چه کارهایی کردند. اگر فکر میکنید، مسئله از کارکرد انداختن و بیخاصیت کردن ساختار قدرت و آنها را به اسارت رانت خورها رباخوارها دلالها درآوردن برای جامعه ما مسئله قابل اعتنایی است، پس ما باید پدیده تسخیر دولت را جدی بگیریم.
پدیده بی خاصیت شدن و از کارکرد افتادن دولتها در ایران کاملا محسوس است
نسبت به پدیده تسخیر دولت حساس شویم
مومنی توضیح داد: تسخیر شدگی ساختار قدرت در نحوه مواجه شدن با بحران ۲۰۰۸ که در آن فقط در عرض ۱۲ ماه اول پس از بحران، رقمی معادل ۴۷ هزار میلیارد دلار از بازارهای مالی جهانی ارزش زدایی شد اینگونه بود که تمام پس انداز خانوارها و افرد بیپناه و سرمایه سهامداران خرد دود شد و به هوا رفت، اما کنگره جلسه گذاشت و چند صد میلیارد دلار را میان همان موسسهها و سوداگران بانکی و بیمهها توزیع کرد! با اینکه فقرا بودند که به خاطر این بحران بیخانه شدند، اما کسانی تحت عنوان بحران چاق شدند که خودشان مسبب بحران بودند. پدیده بیخاصیت شدن و از کارکرد افتاده دولتمردان و دولتها در ایران ۱۰۰ پله محسوستر از کشورهای دیگر است. باید به این مسئله حساس شویم و اوضاع و احوالمان را از تخریب شدیدتر مصون بداریم و اگر شد قدری بهبود دهیم. اینگونه نباشد که بهبودی اندک هم جزء حسرتهای جامعه ما شود.
وقتی دولت تسخیر میشود، چاقتر کردن دلالها، رباخورها و مافیاها در دستور کار قرارمی گیرد
دغدغههای کلیدی بخشهایی از دولت و مجلس همخوانی با مسائل حاد جامعه ما ندارد
وی با بیان اینکه در این کتاب آمده وقتی تسخیر دولت اتفاق میافتد مشخصه کلیدی جهتگیریهای سیاست گذاری و قاعده گذاریها این است که به شرایط واقعا موجود جامعه و نیازهای واقعا موجود آن کمترین اعتنا میشود، تصریح کرد: هدف این است که دلال ها، رباخورها، مافیاها و وارداتچیها چاقتر و چاقتر شوند. این هدف دنبال میشود و به اینکه واقعا نیاز جامعه ما چیست اعتنای بایسته نمیشود. از این زاویه مسائل حاد و تهدیدهای کشنده جامعه ما را با دغدغههای کلیدی بخشهایی از دولت و مجلس مقایسه کنید.
تجربه حکومت یک دست را زیر ذره بین بگذارید؛ عبرت آموز است
رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد ادامه داد: تعجبی نیست آنها که منافعشان را دنبال میکنند راجع به این مسئله حرفی نزنند، اما اهل خرد و دانایی و دانشگاهیان پژوهشگران ما هم نمیخواهند راجع به این مسئله فکر کنند که آیا تصادفی است که مطابق گزارش بانک جهانی که مرکز پژوهشهای مجلس هم روی آن صحه گذاشته، سال ۱۳۸۵ یعنی اولین سال پس از مسئول شدن یک بینش و دولت خاص، رتبه ایران از نظر شاخص عملکرد محیط زیستی که کیفیت محیط زیست را نشان میدهد ۵۳ بوده و سال ۱۳۹۱ در سال پایانی همان دولت، رتبه جهانی ایران از نظر کیفیت محیط زیست از ۵۳ به ۱۱۴ سقوط کرده است. اگر تجربه حکومت یک دست را زیر ذرهبین بگذاریم عبرت آموز خواهد بود.
در هشت سال دولت احمدی نژاد، قیمت نان ۳۲برابر شد
واقعا جای شرم دارد که نرخ بهره برای تولید کنندههای ایران طی ۲۵ سال گذشته بین ۵ تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است چگونه این مساله در ساختار هزینه بنگاهها تورم زا نیست، اما حتی به اندازه تورم هم دستمزد را جبران نمیکنید و میگویید تورم زا میشود.
مومنی تاکید کرد: عزیزان با شعار اینکه نان را سر سفره مردم بیاورند روی کار آمدند و در همان ۸ سال، به صورت نمادین قیمت نان ۳۲ برابر شد! آیا اینها چیزهای کوچکی است که هیچ حرفی درباره آن زده نمیشود! گفت میخواهم فقط عدالت برقرار کنم همان دولت در گزارشی اعلام کرد در ماههای پایانی مسئولیتش شاخص فلاکت در ایران دو برابر ماههای اولی شد که او مسئولیت بر عهده گرفته بود. باید از آنهایی که گزافه گویی میکنند و با شعارهای توخالی و پوچ، ایران را در معرض هزینههای غیرعادی قرار میدهند و رفتارهای مشکوک دارند و فشارهای تحریمی را کاغذ پاره مینامند و بلایایش را جامعه به صورت بین نسلی متحمل میشود، از دریچه مفهوم تسخیرشدگی دولت نگاه کرد و باید عبرت آموز باشد.
عملکرد دولت احمدی نژاد را چگونه میتوان با پدیده تسخیرشدگی دولت توضیح داد!