بعد از حوادث موسوم به بهار عربی در سال 2011 و همزمان با پادشاهی ملک عبدالله از جناح غیر سدیری، مناطق شیعه نشین شرق عربستان به ویژه منطقه القطیف در اعتراض به وضعیت اقتصادی و تبعیض حاکمیت میان شهروندان شیعه و سنی، شاهد خیزش مردمی و پارهای حرکات مسلحانه بود.
به گزارش گروه بین الملل مدارا، ابوالفضل کریمی پژوهشگر مسائل جهان عرب در یادداشتی که در اختیار تحریریه مدارا قرار داد نوشت: در تحلیل و روند شناسی دگرگونیها و تحولات رخ داده در سپهر سیاسی – اجتماعی یک جامعه و تحلیل رویکردهای اتخاذ شده از سوی کارگزاران حکومتی، ضروری است به پدیدار شناسی مصداقی و تحلیل عینی و موضوعی جامعه هدف پرداخته شود تا تصویری روشن از غایت نویسنده و وضعیت کشور مورد مطالعه، در آیینه ذهن مخاطب نقش بندد. این مصادیق عینی میتواند از جامعهای به جامعه دیگر متفاوت باشد مانند حوادث تأسف بار آبان ۹۸ کشورمان و جنبش جلیقه زردها در فرانسه تا سکوت وهم انگیز یک گورستان در شرق عربستان!.
در این سلسله یادداشتها در تلاشیم مخاطب را به شکل مصداقی و عینی با مهمترین تحولات عربستان سعودی آشنا سازیم.
عربستان سعودی کشوری واقع در جنوب غرب آسیا و مشرف بر مهمترین شاهراههای دریایی و منابع انرژی جهان، بعد از درگذشت ملک عبدالعزیز در سال ۱۹۵۳ میلادی به عرصهای برای رقابت دو جناح سدیری (فرزندان و نوادگان ملک عبدالعزیز از همسر قدرتمندش حصه بنت احمد السدیری) و غیر سدیری (فرزندان و نوادگان ملک عبدالعزیز از سایر همسران وی) تبدیل گردید. از ویژگیهای مهم جناح سدیری دربار سلطنتی سعودی، نزدیکی و هم آوایی تنگاتنگ با نهادهای دینی و علمای وهابیت (به ویژه تا پیش از ولایت عهدی محمد بن سلمان) و سیاست سخت گیرانه و برخورد سخت با منتقدان داخلی است. در ارتباط با شاخصه دوم مورد بررسی باید گفت که بر خلاف شاهان غیر سدیری (ملک سعود – ملک فیصل – ملک خالد – ملک عبدالله) عموما شاهان سدیری (ملک فهد – ملک سلمان) و اولیای عهد منتسب به این جریان (سلطان بن عبدالعزیز – نایف بن عبدالعزیز – محمد بن نایف – محمد بن سلمان) سعه صدر و تسامح کمتری نسبت به مخالفان و منتقدان خود نشان داده و از سیاست مشت آهنین بهره بردهاند که آخرین و در ضمن مشهورترین نمونه آن، تراژدی قتل فجیع جمال خاشقچی روزنامه نگار منتقد سعودی در کنسولگری عربستان بود. ضمن آنکه ایرانیان به دلیل تبعات منفی حمله عناصر افراطی به سفارت عربستان، ماجرای اعدام شیخ باقر النمر از رهبران شیعیان شرق عربستان را نیز از یاد نبردهاند. سرکوبهای خونینی که همگی در دوران یک شاه سدیری (ملک سلمان) و اولیای عهد سدیری (محمد بن نایف – محمد بن سلمان) به وقوع پیوسته است. ناگفته نماند جناح مذکور از سال ۱۹۶۲ میلادی همواره کنترل وزارت کشور عربستان به عنوان یک نهاد بسیار مهم امنیتی را در اختیار داشته است به گونهای که تمامی وزرای کشور سعودی در این مدت همگی سدیری بودهاند.
در این میان جهت درک مصداقی عمق تفاوت رفتار و نگاه دو جناح سدیری و غیر سدیری نگاهی به وضعیت قبرستان شیعیان در العوامیه (شهری شیعه نشین در منطقه القطیف واقع در شرق عربستان) میتواند راهگشا و مثمر ثمر واقع شود.
بعد از حوادث موسوم به بهار عربی در سال ۲۰۱۱ و همزمان با پادشاهی ملک عبدالله از جناح غیر سدیری، مناطق شیعه نشین شرق عربستان به ویژه منطقه القطیف در اعتراض به وضعیت اقتصادی و تبعیض حاکمیت میان شهروندان شیعه و سنی، شاهد خیزش مردمی و پارهای حرکات مسلحانه بود. شایان ذکر است که شیعیان القطیف عموما با حرکات اعتراضی خود از شیعیان الاحساء متمایز میگردند که انشاء الله در نوشتاری دیگر به این موضوع نیز خواهیم پرداخت. در مقابله با این خیزش، ملک عبدالله به عنوان یک شاه غیر سدیری تا حدودی تسامح نشان داد و از سرکوب شدید و خونین معترضان خودداری نمود، به گونهای که بسیاری از معترضان جان باخته، در این اعتراضات افراد مسلحی بودند که فیلمهای شلیک مستقیم آنان به نیروهای امنیتی در شبکه جهانی اینترنت به شکل گسترده انتشار یافت و شبکه بی بی سی نیز در مستندی با عنوان جنبش سری در عربستان (الحراک السری فی السعودیه) به باز نشر این ویدیوها پرداخت.
پیش از ادامه بحث با توجه به حاکمیت نگاه و ذهنیت اساطیری شرقی در کشور که بر اساس آن مسائل به شکل صفر و صدی و سیاه و سپید دیده و تحلیل میشود ذکر این نکته ضروری است که مقصود ما در این جستار تبیین عینی و موضوعی تفاوت رویکرد دو جناح سدیری و غیر سدیری است و از همین رو اگر دم از تسامح ملک عبدالله میزنیم قصدمان انکار ظلم و اجحاف اجتماعی – اقتصادی صورت گرفته در حق شیعیان عربستان یا ترسیم چهرهای دمکراتیک از ملک عبدالله نیست کما اینکه در روزگار حکمرانی وی حتی بسیاری از اسلام گرایان لیبرال مانند عبدالله حامد نیز گرفتار محکومیتهای طویل المدت گردیدند.
در هر صورت بعد از جان باختن این معترضانِ عموما مسلح و تدفین آنان در قبرستان شیعیان العوامیه، پرچمها و تصاویر و سنگ مزارهایی برای آنان نصب شد که حکومت سعودی به رهبری ملک عبدالله هیچ اقدامی برای ازاله آنها صورت نداد. سنگ نوشتههایی که علنا در حکم به چالش کشیدن خاندان سعودی بود:
پرچمها و سنگ مزارهای نصب شده در دوران ملک عبدالله
ترجمه سنگ مزار: اینجا مزار رهبری مجاهد و شجاع، مرسی علی ابراهیم است که در حال آماده سازی جشنهای تولد حضرت حجت مصادف با روز یک شنبه ۱۴ شعبان ۱۴۳۴، ناجوانمردانه به دست نیروهای امنیتی آل سعود به شهادت رسید.
ترجمه سنگ مزار: اینجا مزار خالد عبدالکریم است که در روز ۴ شنبه مصادف با ۹ ذی القعده ۱۴۳۳ با گلوله ناجوانمردانه و ظالمانه وزارت کشور آل سعود به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
در درک عمق تسامح صورت گرفته از سوی ملک عبدالله کافی است لحظهای شهروندان خود را میان بهشت زهرای یکی از شهرهای کشورمان در برابر چنین نمادها و سنگ مزارهایی تصور نماییم. به راستی در چنان فرضی چه احساس و واکنشی در آنها و نیز کارگزاران حکومتی ایجاد خواهد شد؟.
به هر صورت تسامح با این موضوع تا زمان درگذشت ملک عبدالله ادامه داشت و سرانجام بعد از تحکیم سلطه ملک سلمان و ولایتعهدی محمد بن سلمان از جناح سدیری، دستور ویرانی این نمادها و حذف سنگ نوشتهها و پرچمها صادر شد.
وضعیت قبرستان بعد از ویرانی
علاوه بر این، نحوه مواجهه حکومت سعودی با مخالفان و منتقدان خود مانند فاجعه کنسولگری و قتل خاشقچی و حبس و شکنجه فعالان حقوق زن مانند لجین الهذلول و سرکوب گسترده علمای وهابی منتقد مانند سلمان العوده و سلیمان الدویش همگی بیانگر ورود عربستان سعودی به مرحلهای است که میتوانیم آن را مرحله “پارادوکس سدیری” بنامیم. مرحلهای که در آن از سوی شعارهای ترقی خواهانه سر داده میشود اما از دیگر سو حکومت تاب تحمل کوچکترین انتقادی را ندارد و در قبال مخالفان از سیاست مشت آهنین بهره میگیرد.
انشاءالله در سلسله نوشتارهای آتی، بررسی و تحلیل بی طرفانه وضعیت عربستان را ادامه خواهیم داد.
العالم به نقل منابع ایرانی نوشت: یک پهپاد جاسوسی آمریکا پس از رهگیری توسط جنگندههای F-14 و پهپادهای شناسایی ایرانی از حریم هوایی ایران دور شد اما العالم، شبکه عرب زبان صداوسیما، خبر خود درمورد عقب نشینی پهپاد آمریکا را حذف کرد.
فواد حسین وزیر خارجه عراق اعلام کرد که بغداد از طریق یک واسطه، «پیامهایی» درباره قصد اسرائیل برای انجام حملات نظامی علیه این کشور در پاسخ به عملیات گروههای مسلح علیه این رژیم دریافت کرده است. او تأکید کرد که مداخله آمریکا در این موضوع مانع از انجام این حملات شد.
سخنگوی وزارت امور خارجه با بیان اینکه فعلا بنایی برای انتشار رسانهای محتوای پیام ترامپ نداریم، گفت: آنچه که در رسانهها منتشر شده عمدتاً گمانه زنی است و مبنای دقیقی ندارد. پاسخ ما به این مکاتبه بعد از تکمیل بررسی ها از طریق مقتضی داده خواهد شد.