رضا داوری اردکانی: رضا براهنی از نوادر زمان ما بود
رضا داوری اردکانی در پیام تسلیتی برای درگذشت رضا براهنی نوشته است در دهههای ۴۰ و ۵۰ شاید براهنی کسانی را با نیش قلم خود آزرده باشد اما تا آنجا که او میداند و در حدی که براهنی را میشناسد او از سر دشمنی و کینتوزی با اشخاص، قلم نمیزد و به آنچه میگفت و مینوشت اعتقاد داشت.
به گزارش مدارا، رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم در پیامی درگذشت رضا براهنی، نویسنده، شاعر، منتقد ادبی و نظریهپرداز سرشناس را که پنجشنبه، پنجم فروردین ۱۴۰۱ درگذشت، تسلیت گفت.
در متن پیام داوری اردکانی چنین آمده است:
«هوالغفار
دریغ و تسلیت
درگذشت دکتر رضا براهنی برای اهل ادب و فرهنگ ایران و بهخصوص برای من که سالها با او بحثها و گفتوگوها و دوستیها داشتهام، یک ضایعه است. این ضایعه را به اهل ادب و فرهنگ ایران و البته به بستگان و فرزندان و همسر گرامیش تسلیت میگویم.
من درباره براهنی هر نظری داشته باشم نمیتوانم تردید کنم که او از نوادر زمان ما بود.
در دهههای ۴۰ و ۵۰ شاید کسانی را با نیش قلم خود آزرده باشد اما تا آنجا که من میدانم و در حدی که دکتر براهنی را میشناسم او از سر دشمنی و کینتوزی با اشخاص قلم نمیزد و به آنچه میگفت و مینوشت اعتقاد داشت.
براهنی شاعر و ادیب و رماننویس بود و نقد ادبی در ایران را اگر نگویم بنیان گذاشت، تعین و تشخص خاص بخشید.
این را هم میدانم که زندگی در دیار غربت تا چه اندازه برای او دشوار و ناگوار بود.
از خدای بزرگ آمرزگار مسئلت دارم که او را غریق دریای رحمت و مغفرت بیکران خویش فرماید و روحش را شاد کند.»
از جمله رمانهای بسیار خوانده شده رضا براهنی (زاده ۲۱ آذر ۱۳۱۴) میتوان به «آواز کشتگان»، «رازهای سرزمین من» و «روزگار دوزخی آقای ایاز» اشاره کرد، «طلا در مس»، «قصهنویسی»، «کیمیا و خاک» و «تاریخ مذکر» نیز از جمله آثاری بودند که رضا براهنی در حوزه نقد ادبی نوشت. در حوزه شعر نیز «خطاب به پروانهها و چرا من دیگر شاعر نیمایی نیستم؟» و «اسماعیلِ» او بارها و باها خوانده شدند و مورد بحث قرار گرفتند. رضا براهنی از اواخر دهه هفتاد خورشیدی در تورنتوی کانادا اقامت داشت و آنطور که فرزندش، اوکتای میگوید برای تشییع به ایران برگردانده خواهد شد.
نگین صفریجم بازیگری که در سریال «قهوه پدری» در نقش نازگل «دردانه» ظاهر شد، اظهار داشت: من یک چمدان قدیمی دارم که عروسکهای تزئینی دستساز خودم را در آن میگذاشتم و به انقلاب میرفتم تا آنها را بفروشم و مردم اسم من را گذاشته بودند «دخترک چمدان به دست»؛ خوشحال بودم که مردم با عروسکهایم حالشان خوب میشود و الان با «قهوه پدری» توانستم لبخندی را روی لبهایشان بیاورم.
ساترا اعلام کرد: سریال «تاسیان» مجوز طرح اولیه را اخذ کرده است، اما فیلمنامه این سریال که ظاهرا یک داستان عاشقانه و در واقع یک روایت سیاسی و تاریخی است نیاز به اصلاحات جدی دارد که طی جلسات متعدد به عوامل تولید اعلام شد و به دلیلعدم اجرای اصلاحات، تاکنون موفق به اخذ مجوز فیلمنامه از ساترا نشده است.