اصلاح طلبان گدایی پست نکنند
اصلاح طلبان گدایی پست نکنند
هر چه به انتخابات 1400 نزدیک می شویم خط کشی ها و رویکردها نسبت به این انتخابات روشن تر می شود.اصلاح طلبان نیز از این قاعده مستثنی نیستند.آنان نیز هرچه جلوتر می رویم با صراحت بیشتری در مورد این انتخابات سرنوشت ساز سخن می گویند.پیش تر سخنان فعالان این طیف سیاسی مبهم و دو پهلو بود ولی این روزها قدری شفاف تر شده است.

به گزارش سایت خبری مدآرا؛محمد جواد پهلوان – حقوقدان و استاد دانشگاه در یادداشتی که در اختیار سایت مدارا قرار داد نوشت: بالطبع هرچه سیاسیون بی پرده تر سخن بگویند ساده تر می توان به درونیات شان پی برد و متوجه شد چه در سر دارند.از همین رو از برخی اظهارات فعالین اصلاح طلب می شود فهمید بنا دارند تحت هر شرایطی ولو با سرمایه گذاری مجدد بر یک کاندیدای اصولگرای میانه رو در انتخابات حضور داشته باشند.آنان معتقدند بایستی ضمن نقد وضع موجود باید وضعیت و شرایط فعلی سیاسی و جایگاه اصلاح طلبان در ارکان قدرت را درک کرد و بر همین اساس تصمیم گیری کرد.به عبارت دیگر معتقدند حالا که شورای نگهبان بنا نیست قدری از مواضع خود کوتاه بیاید ما خودمان را به آنان وفق می دهیم و به گونه رویکرد جریان اصلاحات را انتخاب می کنیم که از فیلترهای نظارتی عبور کرده و سپس با همان شیوه های کهنه و نخ نما شده مردم را مجاب می کنیم به ما اعتماد کنند!

اگر بخواهم برای این رویکرد نامی انتخاب کنم بهتر از گزاره «گدایی پست» نمی توانم عنوان شایسته تری پیدا کنم.در رویکرد فوق دغدغه اصلاح طلبان نه مرام اصلاح طلبی است نه مردم بلکه صرفا بناست میز و صندلی ها حفظ شود.در همین چارچوب است که توصیه می شود به هر قیمتی باید خود را با نهادهای نظارتی هماهنگ کرد تا شاید در نهایت بتوان بخشی از پست و مقام ها را حفظ کرد.

اتفاقا بخش عمده ای از دلایل رویگردانی مردم از اصلاح طلبان همین روحیه ای است که شکل گرفته.جامعه تصور می کند عده ای از اصلاح طلبان در حال کاسبی با اصلاح طلبی هستند .طی ۸ سال گذشته این افراد که نام اصلاح طلبی را بر روی خود گذاشته اند به شدت به این جریان ضربه زده اند و باعث شدند جامعه ای که اعتقاد به «اصلاح طلبی» دارد ولی از «اصلاح طلبان» فراری باشد.

بنده نمی خواهم بگویم اصلاح طلبان نباید در انتخابات حضور یابند اما لازم است موضع این جریان در قبال انتخابات آتی با توجه به منافع مردم و مرام های اصلاح طلبی اتخاذ شود.از سال ۸۸ به این سو عده ای ذره ذره حیثیت این جریان را خرج منافع خود کردند و از سال ۹۲ تا به امروز این موضوع شدت بیشتری گرفته است.لازم است آنان که هنوز واقعا دل در گرو این جریان دارند و اصلاح طلب واقعی هستند بساط آشتی و اطمینان بخشی این جریان با مردم را تدارک ببینند و خط بطلانی بر عرض اندام اصلاح طلبان بدلی و فیک بکشند.

در پایان به نظر میرسد اختلاف نظرها درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری و خبرگان رهبری در جریان چپ سیاسی کشور نه به اندازه اصولگرایان ولی مشهودتر از قبل شده است، سعید حجاریان چون انتخابات گذشته ایده مشارکت مشروط را در انتخابات مطرح می‌کند، جریان کارگزارن بر شرکت بی‌قید و شرط حتی با اجماع بر روی شخصی راستگرا در انتخابات تاکید می‌کند، عارف هم ساز جدایی از اعتدالگرایان و دولت را کوک کرده و شاید سودای مجدد پاستور در سر می پروراند لکن در این شرایط باور باین مساله ضروری است که هویت ، موجودیت و ساختار نظام بر اساس بروز بیرونی و مشارکت مردم در صحنه ی انتخابات است آنچه پیش روست نباید با حضور حداقلی و کم رنگ مردم رقم بخورد و تمام فعالان عرصه ی جهانی باین می نگرند که چه خواهد شد.

در این بین هر یک از جریانات و نهاد ها و مردم وظائف خاص خودشان را دارند ؛ وضع عجیب و اسفناک اقتصادی ، رکود، تورم ، بیکاری و صادق و شفاف نبودن حکمرانان با مردم موضوع والله پیچیده تر از قبل می کند.

مجموعه ی نظام اگر بدنبال حضور حداکثری مردم است باید کاری کند که انگیزه و نشاط به جامعه بازگردد ؛ ایران پسا تحریم وضعیتی غیر قابل پیش بینی دارد.
با این اوصاف قطع به یقین با سخت گیری خارج از آنچه باید و قانون مجوزش را داده نسبت به احراز صلاحیت کاندیدا ها در گردونه ی نظارت استصوابی از جانب شورای نگهبان هم میتواند یک چالش جدی باشد باید فضل طوری باشد که همه ی جریانات داخل نظام بتوانند نماینده خود را در انتخابات ١۴٠٠ داشته باشند.
اما در خصوص اصلاح‌طلبان باید گفت این جریان با سه مشکل اصلی روبرو ست که ابتدا باید آن را حل کنند. فقدان هدف مشخص و استراتژی، فقدان حضور پررنگ لیدر جریان در صحنه و خصوصاً ضعف شدید عملکرد دولت سه مشکل اساسی امروز اصلاح‌طلبان است که پیش از موضوع انتخابات باید به حل آن بیاندیشند.

در هر صورت آنچه مهم است و باقیست ایران است ، کشور امروز در محاصره ی کامل اقتصادی و تحت شدید ترین تحریم هاست که بیش از همه فشار روی شانه مردم رمح کشیده است و تأسف بحال مسؤولی که نمی داند آنهایی که او را بر سر کار آوردند اکنون در چه وضع و شرایطی هستند و فقط درصدد انجام معاملات سیاسی است و این موضوع باید دغدغه باشد که امروز حفظ نظام و همچنین حمایت همه جانبه مردم از همه ی حبّ و بعض های سیاسی مهمتر است.

  • نویسنده : محمد جواد پهلوان |