دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ •
خوزستان

غروبِ مزیت در پایتخت گاز؛ «فولاد خوزستان» بی بهره از مزیت های نسبی جنوب

نگاهی به نقشه اقتصادی ایران نشان می‌دهد که تمرکز بخشی از صنایع استراتژیک در جنوب، نه یک انتخاب تصادفی، بلکه برآمده از یک منطق روشن بود: مجاورت با ذخایر عظیم انرژی برای خلق «مزیت رقابتی». اما امروز، تصمیمات خلق‌الساعه در ...

غروبِ مزیت در پایتخت گاز؛   «فولاد خوزستان» بی بهره از مزیت های نسبی جنوب

نگاهی به نقشه اقتصادی ایران نشان می‌دهد که تمرکز بخشی از صنایع استراتژیک در جنوب، نه یک انتخاب تصادفی، بلکه برآمده از یک منطق روشن بود: مجاورت با ذخایر عظیم انرژی برای خلق «مزیت رقابتی». اما امروز، تصمیمات خلق‌الساعه در راهروهای بودجه‌ریزی، این منطق را به ضد خود تبدیل کرده است. افزایش لجام‌گسیخته نرخ گاز، بیش از آنکه یک جراحی اقتصادی باشد، شبیه به بریدن شاخه‌ای است که سیاست‌گذاران، خود بر آن نشسته اند. در این میان، وضعیت برای نمادهایی چون «فولاد خوزستان» به مراتب تلخ‌تر است؛ شرکتی که روزگاری به عنوان پرچمدار تکنولوژی استفاده از گاز در تولید فولاد (احیا مستقیم) شناخته می‌شد، اکنون در قلب قطب انرژی جهان، با نرخ‌هایی مواجه شده که گویی نه در کنار میادین گازی جنوب، بلکه در قلب اروپا و تحت تحریم‌های انرژی فعالیت می‌کند!

تراژدی ماجرا آنجاست که دولت برای پوشاندن لایه‌های ناترازی خود، ساده‌ترین مسیر یعنی «دست‌اندازی به سود صنایع پیشران» را برگزیده است. برای مجموعه‌ای مانند فولاد خوزستان که بخش عمده‌ای از سبد درآمدی‌اش از بازارهای صادراتی تامین می‌شود، گاز تنها یک سوخت ساده برای گرم کردن کوره‌ها نیست، بلکه «خوراک» و شریان حیاتی فرآیند تولید است. وقتی نرخ گاز به اعدادی نجومی میل می‌کند، در واقع تیر خلاصی به قدرت چانه‌زنی این شرکت در بازارهای بین‌المللی شلیک می‌شود. رقبای منطقه‌ای در حاشیه خلیج‌فارس، با درک درست از مفهوم «مزیت انرژی»، فرش قرمز زیر پای تولیدکننده خود پهن می‌کنند، اما در اینجا، مسئولان با گران‌سازیِ دستوری نهاده‌ها، عملاً فولادساز خوزستانی را به یک «توزیع‌کننده ضرر» میان سهامداران و ذینفعان محلی تبدیل کرده است.
نمی‌توان با شعار حمایت از تولید، هزینه‌های ناشی از فرسودگی شبکه گازرسانی و هدررفت انرژی در بخش‌های غیرمولد را به فاکتور نهایی صنایع بزرگی چون فولاد خوزستان اضافه کرد. این رویکرد که «سود صنعت، حق‌الکشفِ دولت برای جبران کسری بودجه است»، تنها به فرار سرمایه و خروج تدریجی ایران از نقشه فولاد جهان منجر خواهد شد. اگر قرار است فولاد خوزستان با نرخ‌های جهانی و حتی فراتر از آن پول گاز بدهد، باید به همان نسبت از آزادی عمل در صادرات، دسترسی به تکنولوژی‌های نوینِ کاهش مصرف و ثبات در قوانین برخوردار باشد. ادامه روند فعلی، نه اصلاح ساختار انرژی، بلکه نوعی «صنعت‌خواری» است که در آن، دارایی‌های ملی و مزیت‌های جغرافیایی جنوب، قربانی نگاه‌های کوتاه‌مدتِ حسابداری در مرکز می‌شود. پایان این مسیر روشن است: خاموشی کوره‌هایی که دهه‌ها نماد اقتدار صنعتی ایران بوده‌اند.

لینک کوتاه این خبر:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر فوری