دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ •
اجتماعی

ماجرای سارقی که با پول‌های دزدی، زندانی آزاد می‌کرد

به گزارش سایت خبری مدارا؛ سایت جنایی نوشت: سارق جوانی که آرزو داشت روزی فوتبالیست معروفی شود، بعد از ناکام ماندن در رسیدن به هدفش سارق حرفه‌ای شد و در جدیدترین طرح پلیس به دام افتاد. یکی از مجرمان دستگیرشده از سوی مامورا...

ماجرای سارقی که با پول‌های دزدی، زندانی آزاد می‌کرد

به گزارش سایت خبری مدارا؛ سایت جنایی نوشت: سارق جوانی که آرزو داشت روزی فوتبالیست معروفی شود، بعد از ناکام ماندن در رسیدن به هدفش سارق حرفه‌ای شد و در جدیدترین طرح پلیس به دام افتاد.

یکی از مجرمان دستگیرشده از سوی ماموران پلیس آگاهی تهران بزرگ در روزهای گذشته جوانی است که می‌گوید زمانی هافبک تیم فوتبال نوجوانان بود و دلش می‌خواست روزی در جایگاه دیوید بکام بازی کند اما اکنون به سارقی حرفه‌ای با عذاب وجدان زیاد تبدیل شده است و برای رهایی از این عذاب وجدان با پول‌های سرقتی به دیگران کمک می‌کرد.

در ادامه مصاحبه با این متهم را که به‌تازگی دستگیر شده است، بخوانید:

*چرا دستگیر شدی؟

به خاطر کیف‌قاپی و زورگیری.

*چطور این کار را می‌کردی؟

بیشتر اوقات با پای پیاده گاهی هم سوار اسکیت و دوچرخه و نهایتاً موتورسیکلت.

*مالباختگان را چطور انتخاب می‌کردی؟

جلوی صرافی‌ها و طلافروشی‌ها کشیک می‌دادم. با زیر نظر گرفتن افرادی که وارد مغازه می‌شدند، وقتی می‌دیدم کسی خرید کرده، دنبالش می‌رفتم و در جایی خلوت و مودبانه تقاضا می‌کردم خریدش را با من تقسیم کند.

*اگر افراد مقاومت می‌کردند چه می‌کردی؟

با تهدید چاقو خفتش می‌کردم و کیفش را می‌قاپیدم.

*کسی بود که مقاومت کرده باشد و نتوانی از او سرقت کنی؟

قطعاً انسان در آن لحظه به جانش فکر می‌کند و جانش را نجات می‌دهد.

*چرا با اسکیت و دوچرخه سرقت می‌کردی؟

زمانی هافبک تیم فوتبال بودم و می‌خواستم در جایگاه دیوید بکام قرار بگیرم. دونده خوبی هم بودم اما حشیش و شیشه مصرف کردم و کم‌کم معتاد شدم. هافبک حرفه‌ای تیم‌های معروف نوجوانان تبدیل به معتادی شد که برای تامین هزینه زندگی دزدی می‌کرد؛ اما باز هم ورزش را دوست داشتم.

*چند وقت است سرقت می‌کنی؟

*یعنی چطور ردی نگذاری؟ 

صورتم را می‌پوشاندم و فکر می‌کردم حرفه‌ای عمل می‌کنم. به دوربین‌ها دقت می‌کردم. خلاصه حواسم بود و شاید به همین خاطر طول کشید تا دستگیر شوم.

*پس چطور دستگیر شدی؟

بالاخره پلیس هم زرنگی‌های خودش را دارد. یکی از دوستانم گفت نامزدم مرا لو داده است، از وقتی فهمید کار خلاف می‌کنم دورم را خط کشید.

*با اموال سرقتی چه می کردی؟

تفریح و خوشگذرانی و پرداخت بدهی. البته از همان اول عذاب وجدان داشتم و بعد از مدتی راه‌حلی برای این کار پیدا کردم. بهترین راه‌حل کمک به دیگران بود. با پول‌های دزدی چهار زندانی آزاد کردم و آرامش خاصی به من دست داد و عذاب وجدانم کمتر شد. نمی‌دانم شاید همین کارها باعث شد پلیس دیرتر دستگیرم کند.

لینک کوتاه این خبر:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خبر فوری